1.ارزشها در جامعه كمرنگ شدهاند:
آن چه مسلم است اين است كه امروزه جوانان بسياري از ارزشها را ناديده گرفته، كساني را كه به رعايت آنها ميپردازند مورد تمسخر و ريشخند قرار ميدهند. به عنوان مثال زماني سلام كردن و احترام گذاشتن به بزرگترها ارزش به شمار ميآمد، ولي حالا دانشآموزاني كه اين ارزشها را رعايت ميكنند، توسط دوستانشان متهم به خود شيرين كردن، توسري خور بودن و ... ميشوند. به عبارت ديگر، امروزه احترام به معلم در بين بسياري از دانشآموزان امري بيهوده، كمارزش و كار دانشآموزان چاپلوس و خود شيرينكن است.
2. تعليم، شغل معلمان قلمداد شده است:
پيشترها رعايت ادب و حفظ حرمت كلاس و معلم ارزشي بالاتر داشت، اما در حال حاضر رعايت اصول اوليه ادب اجتماعي در مدارس جايگاهي ندارد و دانشآموزان نگاهي ابزاري به معلم دارند. آنان دليلي براي احترام گذاشتن به معلم پيدا نميكنند. به نظر آنان معلمان افرادياند كه پول ميگيرند تا مطالب كتاب را به آنها ياد بدهند و وظيفه دارند در هر شرايطي اين كار را انجام دهند، بنابراين احترام قائل شدن براي آنها معني ندارد.
3. نظام آموزشي در برخورد با بياحترامي جدي نبوده است:
از آن جا كه سيستم آموزشي كشور برنامه خاصي براي برخورد با دانشآموزاني كه نسبت به معلمان بياحترامي كنند، ندارند، دانشآموزان گستاخ و بيانضباطي كه به معلمان بياحترامي كرده، حرمت آنان را حفظ نميكنند، به درستي متنبه نشده، به بياحتراميهاي خود ادامه ميدهند.براي مثال، دانشآموزاني كه به سبب بياحترامي و معلم از كلاس درس اخراج ميشود، پس از مدت كوتاهي بدون برخورد انضباطي جدي و تأثيرگذار دوباره به كلاس درس ميآيد.
4. خانوادهها در آموزش ارزشها كمكاري ميكنند:
كودك آيينه تمامنماي خانواده خويش است كه هر خوبي و بدي و هر چه آن را كه در آن جا ميبيند و ميشنود، در خود منعكس ميسازد. از اين رو كوشش مادران و پدران در پرورش صحيح فرزندان از بزرگترين كارهاست.علاوه بر اين، از آن جا كه در بسياري از خانوادههاي امروزي فرزندسالاري حكمفرماست، بسياري از والدين در برخوردهايي كه بين معلمان و فرزندانشان پيش ميآيد، بدون توجه به حقيقت، جانب فرزندانشان را ميگيرند. اين امر كه معمولاً با توهين و بياحترامي به معلم همراه است، ديوار كوتاه و نازك احترام ميان دانشآموزان و معلمان را فرو ريخته، آنان را طلبكار معلمان جلوه خواهد داد. بديهي است اين گونه تربيت، كمرنگ شدن احترام به معلم را به همراه خواهد داشت.
5. تغييرات جهاني، فرهنگهاي بومي را تهديد و تحقير ميكند:
امروزه در بسياري از نقاط جهان، جوانان عليه جوامع سنتي در حال شورشاند و از همه نظر خود را از فرهنگ سنتي دور ميدارند، مثلاً با پوشيدن لباسهاي عجيب و غريب و شنيدن موسيقي خاص خود مشكل بزرگي در آموزش و پرورش پديد ميآورند. آنها خواستار دگرگوني عميق در همه شئون زندگياند.تأثير اين فرآيند را در بسياري از رفتارهاي دانشآموزان ميتوان مشاهده كرد. بعضي از دانشآموزان ايراني نيز به فرهنگ بومي و اسلامي خويش به ديده تحقير نگريسته، از پاسداش بسياري از ارزشهاي آن، از جمله احترام گذاشتن به معلمان، سرباز ميزنند.
6. امروزه معلمان تنها منبع براي كسب دانش نيستند:
در حال حاضر بخش عظيمي از افراد بشر از طريق برنامههاي راديويي و تلويزيوني و نيز ساير دستگاهها و رسانههاي اطلاعرساني كه در دسترس دارند، به كسب معلومات پرداخته، عميقاً تحت تأثير قرار ميگيرند؛ اين در حالي است كه در گذشته معلمان تنها منبع كسب علم و دانش بودند. به علت وقوع اين انقلاب در ارتباطات و فناوريهاي جديد، جوانان به شدت تأثير پذيرفته، ارزشهاي جديدي را درك ميكنند و ارزشهاي سنتي و هنجارهاي قديمي در صورتي كه نتوانند با ابزارها و روشهاي جديد و عقلاني به نسل جديد انتقال پيدا كنند، كارايي خود را از دست خواهند داد.
7. فرهنگهاي ديگر بر ما تأثير گذاشته است:
پيشرفت سريع و حيرتانگيز تمدن صنعتي اروپا و توسعه بينظير ميدان فعاليت علوم طبيعي در غرب با همه فوايدي كه در زمينههاي مادي براي انسانها در بر داشت، متضمن پارهاي از ثمرات تلخ معنوي و انحراف فكري نيز بود. جدا شدان دين از علم باعث شد كه علم مطلقاً در خدمت ماديات قرار بگيرد.اين ديدگاه بر فرهنگ ما هم تأثير گذاشت. رد پاي اين فرهنگ در جامعه ما باعث شد كه ارزش و اعتبار معلم كاسته شده، احترام و تكريم او در بعضي از جاها به فراموشي سپرده شود.
8. بين نهادهاي مختلف تربيتي همخواني وجود ندارد:
مسئوليت آموزش ارزشها وظيفه همه نيروهاي تربيتي جامعه، يعني خانواده، مدرسه و نهادهاي گوناگون اجتماعي مانند نهادهاي سياسي، اداري و تبليغي است و ضروري است اهداف و فعاليتهاي اين نيروهاي تربيتي با يكديگر هماهنگ باشد تا فعاليت نهادهاي اجتماعي در تقابل يا تضاد با فعاليتهاي مدارس قرار نگيرد. هماهنگي و همسويي عوامل اثرگذار در پرورش دانشآموزان بسيار مهم و تعيينكننده است.
9. شأن و جايگاه معلمي براي دانشاموزان تبيين نشده است:
همانگونه كه ميدانيم علت توجه بيش از اندازه اسلام به احترام و تكريم معلم، ارزش و اعتباري است كه براي علم و فوايد آن قائل است. متأسفانه ارزش و جايگاه علم، عالم و معلمي در هيچ جاي نظام آموزشي به دانشآموزان تعليم داده نميشود. علاوه بر اين از آن جا كه به علت سياستهاي اشتباه و نادرست فرهنگي، سياسي و اقتصادي امروزه ارزش پول، دارايي و ثروت از علم و دانش بيشتر شده است، دانشآموزان تمايل چنداني به علم و دانش و صاحبان آن ندارند.
ما را در سایت چکیده دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 57